محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
587
آثار عجم ( فارسى )
« . . . سه چشمهء كوچك نزديك هم است : آب يكى شور و دو ديگر شيرين . و اين سه چشمه نيز ، خاصهء اهل نارنج قلعه است . » ( ص 1625 ، امير كبير ) در رگ اوّل ، چشمهء « دل سياهان » است . ( همانجا ) 9 . « . . . در اين مسافت ، هموار 16 آبانبار ، از سنگ تراشيده به ساروج ، جامه و آستر نموده ؛ از آب باران پر گردد . . . » ( همانجا ) « . . . در رگ دويم ، آبانبارى به درازى 30 ذرع يا كمتر و پهناى 15 ذرع يا كمتر و گودى سه چهار ذرع ساختهاند . . . » ( همانجا ) 10 . « . . . از پاى رگ دويم ، از جانب دروازه ، از نشيب به فراز ، به گنجايش جثّهء آدمى ، به اندازهء پانزده شانزده ذرع ، از رگ اوّل را سوراخ كرده كه گويا چاهى وارون و واژگونه كندهاند و بعد از عبور از اين چاه وارونه - كه جز به ريسمان نشود ، مگر از براى بعضى از مردمان كوه گرد - نزديك به 100 ذرع ، راهى سخت است . . . » ( فارسنامه ناصرى ، ص 1623 ) . 11 . براى اطّلاع بيشتر ؛ رجوع شود به ص 934 فارسنامهء ناصرى ، چاپ امير كبير . 12 . براى اطّلاع بيشتر دربارهء وى ، رجوع شود به ص 934 جلد دوم فارسنامهء ناصرى ، امير كبير . 13 . « . . . در سال 1268 متولّد شده و از سال 1293 ، سر به آستانهء مباركه حضرت اسعد و الا ، مظفر الدّين ميرزا ، وليعهد دولت عليّهء ايران - دام اقباله - فرود آورده ؛ قرين عزّت و سرافرازى است . » ( فارسنامهء ناصرى ، امير كبير ، ص 935 ) . 14 . اين غزل به شمارهء 22 ، در ديوان فرصت ، چاپ كتابفروشى سيروس ، در ص 184 آمده است . 15 . اين غزل به شمارهء 102 ، در صفحهء 229 ديوان فرصت ، چاپ كتابفروشى سيروس آمده است . 16 . اين مصراع ، در ديوان فرصت چنين است : مجمع ما همگى دوش پريشان گشتند . 17 . در ديوان فرصت الدّوله ، چاپ كتابفروشى محمودى ، ص 247 ، اين بيت افزون دارد : بستم آن دم كه بدان يار كمان ابرو دل * سينهء خود سپر تير ملامت كردم